شهرام خالدی

ایده‌های خوب از کجا می‌آیندو به کجا می روند

تا به حال شده دقایقی پیش از خواب، درحالی که به چیزهای مختلف فکر می‌کنید، به یک‌باره ایده‌ای قابل توجه به ذهنتان برسد؟ برای افراد زیادی، پاسخ به این سوال مثبت است هرچند که احتمالا فضای آن برای هرکسی ممکن است فرق کند. یکی در طبیعت و فضای باز ایده‌ای جالب به ذهنش می‌رسد و دیگری هنگام رانندگی در یک جاده طولانی!

هرچه که هست، همه ما تجربه ایده‌پردازی‌های ناگهانی را داریم. گاهی بسیار خلاق می‌شویم و فکر‌هایی که به ذهنمان خطور می‌کند آنقدر عالی‌اند که فکر می‌کنیم:«اگر همیشه می‌توانستم انقدر خلاق و خوش‌ذوق باشم، تا الان یک میلیونر یا فردی مشهور بودم!»
در مطلب پیش‌رو به مفهوم ایده‌پردازی نگاهی می‌کنیم و سپس به راهکارهایی برای افزایش خلاقیت می‌پردازیم.

 

فضایی برای فوران خلاقیت

واقعیت این است که خلاقیت فرمولی مشخص ندارد که به کمک آن بتوانیم ایده‌‌پرداز و کارآفرینی موفق شویم. به همین دلیل است که بسیاری از کتاب‌ها و مطالبی که روزانه درمورد روش‌های خلاق‌تر شدن می‌بینیم درنهایت به کارمان نمی‌آیند!

اگر قانع نشده‌اید از خود بپرسید که چرا از بین این‌همه گونه جانوری تنها انسان است که ایده‌پردازی می‌کند؟ علت این است که حیوانات نیازی به ایده‌پردازی ندارند و حیاتشان با کمک ویژگی‌های جسمی و غریضی‌شان ادامه پیدا می‌کند. این تنها ما هستیم که از این ویژگی‌های فیزیکی برخوردار نیستیم و باید برای ادامه حیاتمان همواره مشغول پیدا کردن راهکارهایی تازه‌ باشیم. برای مثال اگر پوست بدن انسان مثل خرس‌های قطبی کلفت و پرمو بود دیگر دلیلی برای اختراع لباس و یا راهی برای درست کردن آتش نبود!

ایده انسان و حیوان
تنها رمز موفقیت برای ایده‌پردازی در یافتن مشکلات پیرامون‌مان است و تلاش برای تغییرشان است. اگر می‌خواهیم ایده‌پرداز شویم باید هوشیارتر به اطرافمان نگاه کنیم. موفق‌ترین کارآفرینان کسانی بوده‌اند که در طول زندگیشان خلا یا مشکلی را حس کرده‌اند و خواسته‌اند آن را بر طرف کنند.

جالب است بدانید دیجی‌کالا و قریب به اتفاق دیگر استارت‌اپ‌های موفق، بر همین اصل کارشان را شروع کردند. حمید و سعید محمدی (موسسین دیجی‌کالا) در سال 84 درحالی که پس از‌ تحقیق برای خرید دوربین به بازار جمهوری تهران رفته‌بودند؛ متوجه شدند دوربینی که خریداری کرده‌اند نو نبوده و تعمیری است. تجربه تلخ این خرید، جرقه ایجاد پلت‌فرمی را زد تا بتوان هم در آن هم از اطلاعات یک کالا مطلع شد، هم با تضمین سلامت آن را خرید. این جرقه ساده و البته تلاش مدوام در نهایت دیجی‌کالا امروزی را پدید آورد.

این درحالی است که همه ما تجربه خرید تلخ را داشته‌ایم اما فقط دو برادر بودند که توجه ویژه‌ای به این مشکل کردند. اینستاگرام، تلگرام و همه این استارت‌اپ‌ها و راهکارهای نوظهور با تکیه بر همین مساله بوجود آمدند. پس اگر می‌خواهیم کارآفرین شویم یا اصلا در زندگی شخصی خودمان خلاقیت بیشتری داشته باشیم تنها باید توجهمان را افزایش دهیم و از مشکلاتی که داریم به سادگی نگذریم! با این اصل خلاقیت در خانه، محیط کارمان و عملا هرجایی که هستیم فوران می‌کند!

متفاوت باش

 

پنهان کاری یا مکالمه؟

نکته جالب توجه دیگری که درمورد ایده‌پردازی وجود دارد اهمیت مطرح کردن مشکلات مختلف با دیگران است. بعضی از ما وقتی ایده‌ای جالب به‌ذهنمان می‌رسد تلاش می‌کنیم آن را از دیگران مخفی نگه‌داریم تا خودمان اجرایش کنیم. این درحالی است که افراد موفق، کمتر ایده‌هایشان پنهان می‌کنند چرا که دومین اصل در ایده‌پردازی و اجرای آن، «ارتباط با دیگران و استفاده از تجربیات آن‌هاست».

برخی از بهترین امکاناتی که امروزه در زندگی‌مان می‌بینیم نتیجه ایده‌پردازی و تفکری جمعی بوده‌اند؛ جمعی که شاید حتی افرادش حتی با هم اختلاف عقیده داشته‌‌اند!

 

باهم حرف بزنیم!

صحبت درمورد مشکلات و اتفاقات روزمره و تاثیر مستقیم آن بر خلاقیت و ایده‌پردازی، روشی تازه نیست. در حقیقت ما انسان‌ها صدها سال است که به این روش باعث بهبود زندگی خود می‌شویم. بگذارید داستانی جالب درمورد نقش مکالمات در ایده‌پردازی برایتان تعریف کنم که ممکن است برایتان جالب باشد.

در اکتبر سال 1957، روسیه ماهواره کوچک اسپاتینک را به فضا فرستاد. اسپاتنیک اولین تجربه انسان‌ها در فرستادن یک شی به فضا و قرار دادن آن در مدار زمین بود. به همین علت، در آن زمان اسپاتنیک موضوع دست اول تمامی روزنامه‌ها و رسانه‌های آن دوره شد و دانشمندان و علاقه‌مندان تکنولوژی بی‌وقفه درموردش حرف می‌زدند. در گوشه‌ دیگر دنیا و در یکی از لابلاتوارهای فیزیک مریلند به نام APL، در میان جمعی از دانشمندان و محققین که درمورد این اتفاق مهیج صحبت می‌کردند، یکی از افراد حاضر گفت:«هِی، بچه‌ها! این ماهواره قطعا سیگنال‌های رادیویی داره، کسی سعی کرده بهش گوش بده؟». بعد از پاسخ منفی افراد، این محقق به دفترش رفت و بعد از تلاشی چند ساعته توانست به ردیف رادیویی اسپاتنیک را پیدا کند.

درحالی که همه دانشمندان APL، به اتاق این محقق رفته‌بودند تا صدای اسپاتینک را بشنوند، ایده‌ای تازه مطرح شد. یکی گفت:«شاید به کمک تغییرات جزئی سیگنال ماهواره، بتوانیم سرعت یا حتی مکانش را محاسبه کنیم و آن‌ها به کمک ابرکامپیوتری UNIVAC سرعت ماهواره را حساب کردند و چند روز بعد هم مسیر و موقعیت دقیق آن مشخص شد.

ایده پردازی جمعی

یکی از مدیران APL در همین برهه‌ها، به محققینی که در این زمینه تلاش می‌کردند پیشنهادی را مطرح کرد؛ او از آن‌ها خواست تا بالعکس همین کار را انجام دهند، یعنی به کمک یک ماهواره بتوانند موقعیت جسمی متحرک با سیگنال رادیویی را پیدا کنند.

نتیجه چنین تحقیقاتی در نهایت باعث شد تا تعداد زیادی ماهواره در سال‌های بعد به مدار زمین فرستاده شود تا به کمک‌ آن‌ها موقعیت زیردریایی‌های اتمی قابل شناساسی باشد. پیشرفت این‌ تحقیقات و کمک رونالد ریگان برای عمومی کردن این تکنولوژی، در نهایت به خلق GPS تبدیل شد! وسیله‌ای که امروزه نقش بسزایی در صنایع مختلف و حتی زندگی شخصی ما دارد.

تصور کنید وقتی به کمک گوگل مپ و GPS از بهترین مسیر به سمت مقصد خود حرکت‌ می‌کنید در واقع از تکنولوژی بهره می‌برید که ایده‌ آن‌، سال‌ها پیش در جریان یکسری مکالمات ساده شکل گرفته است.

 

پاسخی بنویسید